ابو طالب حسينى تربتى
88
تزوكات تيمورى ( فارسى )
به خود كنكاش كردم كه چون خدا يك است و لا شريك له است پس كدخداي ملك وي تعالي و تقدس هم بايد كه يكى باشد درين وقت بابا علي شاه نزد من آمده كفت تيمور تنكري تعالي فرموده كه اكر در زمين و آسمان دو خدا باشد كار عالم بفساد انجامد و من بسخن وي هدايت يافتم و بقران مجيد فال كشادم اين آية كريمه بفال آمد كه إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ و اين فال را شكون * كرفتم و در مطيع ساختن امراي كه خود را شريك دولت و سلطنت ميدانستند كنكاشها كردم و اول به منزل و پورت امير حاجى برلاس رفته ويرا به خود متفق ساختم و امير شيخ محمد پسر بيان سلدوز چون هميشه به شراب و خمر مشغول بود آخر شراب ويرا كلوكير ساخت و عالم را وداع نمود ولايت او را به تصرف درآوردم